كروسينسكى ( مترجم : عبد الرزاق دنبلى " مفتون " )

32

سفرنانه كروسينسكى ( فارسى )

ليكن از اين معنى غافل بودند كه سردارى كه سرحددار [ 40 ] مىباشد ، مىبايد عقل و تميزش زياده از * امراى ديگر و سلوكش دو چندان از سرداران صاحب هنر ، بيشتر باشد . گرگين خان كه بىجهت به پادشاه ياغى مىشود و آن قدر عقل و ادراك او تميز ندارد كه دولت و اقتدار خود را به عقل و تدبير تميز خود نگاه دارد ، چگونه با گرجيان بىايمان كه چندى است * مطيع‌اش نبودند ، چگونه در سرحد قندها ( ر ) كذائى كه افاغنه و اوزبك كه هندوستانى همسايهء اوست ، تواند نگاه داشت . القصه گرگين‌خان را سردار قندهار كردند و بالاخره از بىفكرى و عدم تميز و ضابطه و سياست او افاغنه مأيوس از شاه رو گردان شدند و از فرستادن سرداران جنگ و جدال علاج‌پذير نگشته ، عاقبت الامر كار رسيد به آنجا كه رسيد و * شاه سلطان حسين تخت و تاج را به محمود داد و بالاخره اشرف افغان شاه سلطان حسين را به وادى [ 41 ] خاموشان فرستاد و دولت صفويه منقرض شد . مگر چنين گمان مىكنى كه اين كارها بسته به عقل و تدبير است . حاشا كه چنين باشد بلكه منوط به قضا و قدر ملك عزيز قدير است . شعر : عنان كار نه در دست مصلحت بين است * عنان به دست قضا ده كه مصلحت اين است چنان كه انشاء اللّه تعالى به تفصيل معلوم گردد و بالجمله گرگين خان تدارك خود را ديده ، عازم قندهار ( گرديد ) و پسر برادرش خسروخان به جاى او قايم مقام در حكومت گرجستان گرديد . « 1 » بعد از وصول با سپاه گرجستان به آن حدود قندهار را استحكام داد و به طوايف افغان نظام و انتظام بخشيد و دست تعرض آن جماعت را از همسايگان كوتاه گردانيد و صدق و اخلاص خود را به ولى نعمت خود ظاهر نمود ، اتفاقا در اين روزها ميرويس را تحصيل‌دار اموال تعيين كرده بود و اين ميرويس در ميان طوايف [ 42 ] افغان به غايت معتبر و عزيز و مكرم بود و افاغنه به او كمال اطاعت و انقياء داشتند و مردى مدبر و عاقل و كاردان و كاربين و كارگذار بود و به سبب اطاعتى كه افاغنه به ميرويس داشتند ، غرورى بىنهايت پيدا كرده ،

--> ( 1 ) - گرگين خان بدين شرط به رفتن به قندهار راضى شد كه برادرزاده‌اش و ختانگ والى گرجستان شود . براى آگاهى بيشتر نگاه كنيد به : T . Wakhust , ( ed . M . F . Brosset ) : Histoire de la Georgie , Vol II , Part I , ( St Petersburg 27 - 1856 ) .